عباس (ع) شروع عشق ورزي است

تاريخ روزهاي محرم را ورق مي زنم. به تاسوعا که مي رسم، واژه ها بزرگي و مظلوميت تو را ضجه مي زنند. غيرت، جوانمردي ، وفا ، ايثار و... با هر واژه عظمت تو برايم مجسم مي شود. تو بر بلنداي تاريخ انسانيت ايستاده اي و به راستي که آغاز تاريخي و شروع عشق ورزي.بايد به جستجوي تو بيايم، تو را بيابم، تو را بشناسم، نهمين روز ماه محرم را مرور مي کنم درست از صفحه اول، از سطر اول از اولين ساعات روز تو را مي بينم و صدايت را مي شنوم آنگاه که با دستان بريده، مشک تير خورده فرياد «ادرک اخي» سردادي...

 

بالابلند! فرات تا ابد عزدار توست و جرعه آبي را که ننوشيدي و دست رد به سينه اش نهادي، سايه ات را از سر آب نگير که آب از تکرار تموج زلال نامت آبرو دارد.

امروز در تمام چشمها تکرار مي شود، گريستن مشک، گريستن ساقي، گريستن کودکان منتظر، گريستن فرات، گريستن تمام نخل هاي علقمه! لب تر نکردي تا تاريخ روزي را به خاطر بسپارد که با دستان پرشکوه تو رقم خورد، روزي که بر جبين تاريخ، مهر اعتباري شد مردانگي را، ايثار را، برادري را، حتي کودکان شهر نام تو را مي دانند و تکرار مي کنند و از عهدي مي گويند که بستي و نشکستي.

تاسوعاست و آسمان و زمين اندوه تو را به مرثيه سرايي نشسته است، امروز روز توست، روزي که در سلوک عشق شگفتي آفريدي و قاموس عاشقانگي ها، با نام تو آکنده از ادب و معرفت، وفا و مروت، صداقت و اخلاص و يقين و ايثار شد به راستي کدامين روز را توانايي رسيدن به شکوه و عظمت توست يا ابوفاضل(ع)!

کدامين مرثيه را در سوگ تو مي توان سرود که آن را فرشتگان نشينده باشند؟! امروز با تو تمام حوائج برآورده خواهد شد.

امروز نهمين روز از ماه محرم سال 61 هجري قمري است، روزي که عباس (ع)، راز دلدادگي اش را به دور کعبه وجود «حسين (ع)» طواف کرد، روزي که ابوفاضل قصه بلند عشق را به گوش فرات زمزمه کرد.

... و آن طرف در خميه هاي ديگر، زينب (س) به نماز ايستاده و از خدا فقط صبر مي خواهد .... امروز آغاز فردايي بي انتهاست.

حکايت عباس (ع) حکايت آب نيست حکايت آبروست، مشک عباس ( ع) پر از آب نبود پر از آبرو بود، چه غافلند آنان که مشک عباس را تيرباران کردند! آبرو با تير بر زمين نمي ريزد، آبرو با شمشير بر زمين نمي ريزد، آبرو با شمشير تازه تر مي شود، آبرو با خون درخشان تر مي شود.

عباس (ع) با مشک آب نياورد، آبرو آورده است، با مشک آبرو آوردن کار هر کس نيست، با مشک آب آوردن کار هرکس است، عباس (ع) کسي است که مثل هيچ کس نيست...

آخر اين تير که بي رحمانه سينه مشکت را شکافته بود، مگر نمي دانست که يک خيمه گاه منتظر توست؟

اين قطره هاي  خنک و زلال آب که با خون تو آميخته مي شدند و بر زمين مي ريختند مگر نمي دانستند که چقدر کودکان حسين تشنه آنهايند؟

با ما بگو راز آن لحظات شگرف را! از لحظه هاي سبزي بگو که با آبي ترين آيينه ها آغاز و با ارغواني ترين داغ ها پايان مي پذيرد، از وفا شروع مي شود و با شهادت به پايان مي رسد.

کدامين مرثيه بود که آيينه وار عاشقانگي هاي تور ا سرود؟

آهسته آمد به بالا دستي که درياترين بود
تصوير نابي که ديدند مردم ز دريا همين بود
چرخاند و خالي شد از آب جايي که بايد بنوشد
 سهم ابوفاضل از عشق، جاي تعجب، يقين بود...

باز تاسوعا آمده است، حنجره ام در هواي محرم گر گرفته است باز لب هايم در تکلم نام عباس (ع) مي سوزد باز مي خواهم پنجره اي به سمت واقعه بگشايم  و نمي دانم اين روايت چه رازي دارد که هر بار تازه و تازه تر مي شود هر بار که اين دريچه را مي گشايم، منظره اي ديگر از کربلا را در پيش چشمانم مي بينم، يا ابوفاضل روايت را از کجا بايد آغاز کنم؟

از دستان بريده، از چشمان منتظر کودکان، از خيمه هاي آتش گرفته، از لب هاي تشنه و سوخته، از بار اندوه زينب(س) يا از مشک تيرباران شده اي که نتوانست آب را به خيمه حسين(ع) بياورد؟

نه تاسوعا و کربلا را نمي توان روايت کرد، روايت سهمناک است و من تشنه ام... اي بغض! اي روايت تا ابد جاري! نمي توان تو را روايت کرد تنها مي توان در برابر عظمت و وفاداري تو سرسجده فرود آورد.

امروز تاسوعاست. ديگر تو را مي شناسم و تو را واژه واژه مي خوانم و مي بينم تو را که در بلنداي تاريخ در شمايل يک دادخواه بي نظير با دستان بريده سينه ها را از حسرت و پشيماني لبريز مي کني.

ظهر تاسوعا

تشنگي بيداد مي کند، صداي گريه هاي جانسوز علي اصغر دلش را مي لرزاند، نگاه هاي رقيه رنگ خواهش دارد از او رو بر مي گرداند، آن سوتر سکينه ايستاده است، با چشماني نافذ و سخنگو، در آن سوي دست بلا، فرات به آرامي دل صحرا را مي شکافد و به آرامي پيش مي رود، مي غرد و مي خروشد، اما افسوس که نمي تواند از ميان سيل انبوه سيه پوشان و سيه قلبان راهي به سوي خيمه ها بگشايد.

خواهرم... مشک را بياور من اگر ساقي ام نمي خواهم ساقي بي آب باشم! و زينب مشک مي آورد و به دستان پر اميد برادر مي سپارد، اذن مي گيرد و به راه مي افتد، اشک حسين (ع) و زينب (س) بدرقه راهش مي شود.

عزم کرده است آب بياورد، سم ضربه اسبان، چکاچک شمشيرها، خوني که به هوا فواره مي زند، فريادها، تيرهايي که پرتاب مي شود، سواراني که از اسب به زمين مي افتند و عباس تنها به يک چيز مي انديشد که مشک را پر آب کند و لب ها را پر لبخند!

از حصار سايه هاي شوم عبور مي کند و در کنار شط از اسب پياده مي شود، فرات تا حضور او را در کنار خود احساس مي کند از شوق به خود مي لرزد، دستانش را در آب فرو مي برد و مشتش را از آب خنک و گوارا پر مي کند... آب را مي ريزد قطره هاي آب از لابلاي انگشتانش فرو مي چکد و لبان خشک و ترک خورده حضرت علي اصغر(ع) را پيش چشم مي آورد! مشک را در آب فرو مي کند و پر از آب!

خنکاي مشک را حس مي کند... دوباره چکاچک شمشيرها و سم ضربه اسبان! نگاه هاي خونين را نمي بيند، شمشيرش مي چرخد و راه باز مي کند، لبخند رقيه و سکينه را در پيش چشم دارد، آنقدر از شادي طفلان شاد است که جدا شدن دستانش را حس نمي کند!

ناگهان، افتادن مشک را مي بيند و لبخند کودکان محو مي شود... تير بر مشک مي نشيند و آه از نهادش برمي خيزد، آب قطره قطره بر زمين مي چکد و دستانش که سرشار از اميد که حالا نيستند تا مشک را بردارد و باقي مانده آب را براي طفلان ببرد! زير پايش زمين از سم ضربه اسبان مي لرزد، نگاهش رنگ خواهش به خود مي گيرد، اسب را نگاه مي کند تا مشک را به خيمه ها ببرد اما اسب نيز مجال نمي يابد و...

آسمان در هم مي پيچد و ساحل فرات، خون سرخ تو را در بر مي گيرد، دستي را بر پيشانيش حس مي کند حسين(ع) خون چشمانش را پاک مي کند تا عباس (ع) چشم باز کند و براي آخرين بار ديده در ديده حسين (ع) بدوزد! اما عباس (ع) چشم باز نمي کند شرم حضور نمي گذارد ديده در ديده حسين(ع) بدوزد...

اما نمي شود در برابر حسين (ع) مقاومت کرد و ديده نگشود، عرق شرم سراسر وجودش را از آن خود کرده است، ديده باز مي کند و حسين (ع) را مي نگرد که اشک چشمانش را از آن خود کرده است... پياله وجودش از نگاه برادر لبريز مي شود و عطش جگرسوز از سينه اش پر مي کشد.

يا عباس (ع) تو علمدار کربلايي، مي روي و حسين (ع) بدن چاک چاکت را به امانت به خاک ساحل علقمه مي سپارد....به راستي که تو آغاز تاريخي و شروع عشق ورزي.

سلام و درود بر تواي بنده پروردگار... عباس (ع)

سلام و درود خداوند بر تو باد آن هنگام که همراز و همنشين حسين (ع) بودي

سلام و درود خداوند بر تو و وفاداري ات تا پاي جان

باب الحوائج! اي دست مشکل گشاي خداوند دردمنديم و جوياي درمان، در اين روز پراندوه بار غم از دوشمان و رنج محنت از دلمان بردار...

عباس...!

روز چهاردهم شعبان سال 26 هجري، شادي و سرور صحن دل هاي بسياري را روشنايي عشق بخشيد.

مردم مدينه به خانه علي عليه السلام رهسپار بودند تا بهترين تبريک هاي خود را به پدر و مادر طفل نو رسيده بيان کنند.

ام البنين عليهاالسلام مادر مهربان کودک، قنداقه ماه را در آغوش خورشيد ولايت، علي عليه السلام گذارد و آن حضرت نخست الماس لبان را با بلور پيکر فرزند عزيزش آشنا نمود، سپس با چسبانيدن او به سينه خود، نخستين سخنان خويش را که نغمه توحيد و نبوت و سرود ولايت بود، در گوش راست و چپ او بيان کرد.

پس از اذان و اقامه، نام کودک را «عباس» نهاد؛ يعني شيربيشه شجاعت و قهرمان ميدان نبرد، خشمگين در برابر دشمنان و شادمان در مقابل دوستان.

باب الحوائج

حضرت عباس (ع) در دوران زندگي امام حسن مجتبي (ع) پيوسته در کنار آن حضرت به مددکاري مردم و برآوردن نيازهايشان مي پرداخت. اين امر در زمان امامت امام حسين(ع) و پيش از جريان عاشورا نيز ادامه داشت تا آنجا که هر گاه نيازمندي براي کمک خواستن نزد اين دو امام بزرگوار مي آمد، حضرت عباس (ع) مامور اجراي دستور امام خويش مي شد. همين امر سبب شد تا آن بزرگوار را باب الحوائج، يعني برآورنده نيازها بخوانند.

القاب تابناک

مهمترين لقب هاي حضرت عباس(ع) ، قمر بني هاشم و باب الحوائج مي باشد؛ البته ايشان لقب هاي ديگري نيز داشته است.

«طيار» لقبي است که امام سجاد (ع) از بلنداي بينش خويش، عمويش را بدان ستود و جلوه اي از جلوه هاي قدسي اباالفضل (ع) را آشکار نمود.

«علمدار»، يعني دارنده بيرق لشکر و برگيرنده علم سرافرازي که همچون نگيني، نمايانگر انسجام سپاه، استمرار مبارزه و خروش سپهسالار بر ضد دشمن است، از ديگر لقب هاي حضرت عباس عليه السلام به شمار مي آيد.

به جز اين لقب ها، لقب هاي ديگر حضرت در تاريخ چنين نقل شده است: اطلس، سقا، شهيد، عبد صالح، مستجار و صديق.

اسوه ادب

حضرت عباس (ع) از مکتب درخشان اسلام درس ادب آموخته بود و از اين ويژگي در تمام مراحل زندگي خويش بهره مي برد.

آن بزرگوار هيچ گاه بدون اجازه در کنار امام حسين (ع) نمي نشست و پس از اجازه از آن حضرت نيز، مانند بندگان، دو زانو در برابر مولايش مي نشست.

همچنين روايت شده که در طول 34 سال عمر پربرکت خويش، هرگز امام حسين (ع) را برادر خطاب نکرد، بلکه با تعبيراتي مانند «سيدي»، «مولاي» و «يابن رسول الله صلي الله عليه و آله » آن حضرت را صدا مي زد.

دوران کودکي و ياد حسين (ع)

حضرت عباس (ع) همواره از دوران کودکي تا لحظه شهادت، در کنار برادر بزرگوار خويش بود و امر ابا عبدالله (ع) را اطاعت مي کرد. درباره دوران کودکي قمر بني هاشم روايت کرده اند که روزي امام حسين عليه السلام در مسجد آب خواست. عباس (ع)  که در آن هنگام کودک بود، بدون آنکه به کسي بگويد با شتاب از مسجد بيرون آمد.

پس از چند لحظه اطرافيان مشاهده کردند که عباس(ع) ظرفي را از آب پر کرده و با زحمتي که از اندام کوچک او به دور است، نَفَس زنان و عرق ريزان ظرف آب را آورد و با احترام خاصي آن را به برادرش امام حسين عليه السلام تقديم کرد.

روز ديگري خوشه انگوري به او دادند. او با اينکه کودک بود، با شتاب از خانه بيرون آمد. پرسيدند کجا مي روي؟ فرمود: مي خواهم اين انگور را براي مولايم حسين عليه السلام ببرم.

باب ولايت

قمر بني هاشم عليه السلام از مقربان درگاه خداوند متعال است و بلکه به مضمون روايت «انا مدينة العلم و علي بابها»، همان گونه که اميرمومنان علي عليه السلام باب نبوت است، اباالفضل العباس عليه السلام باب ولايت است و هر که بخواهد به شهر ولايت علي عليه السلام و آل علي عليه السلام وارد شود، بايد از در دوستي اباالفضل عليه السلام درآيد و بدون دوستي آن بزرگوار، او را به دوستي و محبت آل محمد صلي الله عليه و آله راهي نيست.

حسين (ع) خورشيد و عباس (ع) ماه

مرحوم علامه مقرم در مورد اطاعت حضرت عباس عليه السلام از امام حسين عليه السلام ، پس از بيان بخشي از فضيلت هاي ماه بني هاشم مي نويسد: اين فضيلت ها همه از پرتو انوار سيدالشهداء، امام حسين عليه السلام بود که عباس عليه السلام بر اثر پيروي از او کسب نموده و آيينه تمام نماي وجود امام حسين عليه السلام شده بود.

 بي شک حسين(ع) و عباس (ع)، از مصاديق بارز اين آيات قرآن بودند: «سوگند به خورشيد و آن هنگام که فروغ مي بخشد و سوگند به ماه و آن زمان که دنبال خورشيد روان است.» حسين عليه السلام خورشيد است و عباس عليه السلام ماه؛ زيرا عباس عليه السلام هيچ سخني نمي گفت مگر آنکه پيش از آن از برادرش شنيده باشد و هيچ عملي انجام نمي داد، مگر آنکه به دليل پيروي از امامش انجام پذيرد.

پاداش زيارت حضرت عباس (ع)

پس از حضرت اباعبدالله الحسين عليه السلام ، حضرت عباس عليه السلام ممتازترين شهيد عاشوراست و همان گونه که امام سجاد عليه السلام او را ستوده است، جايگاهي دارد که همه شهيدان به آن غبطه مي خورند. بسياري از بزرگان و انديشمندان شيفته بارگاه ابي عبداللّه عليه السلام هنگام زيارت کربلا، نخست به آستان بوسي حضرت عباس عليه السلام مي شتافتند، سپس به زيارت امام حسين عليه السلام شرفياب مي شدند.

آنان با اين کار، نخست رخصت زيارت امام را دريافت مي کردند ؛ زيرا عباس عليه السلام برآورنده حاجت هاي دوستداران امام خويش است.


 


آدرس ایمیل خود را وارد کنید

 

مطالب مرتبط

Place Ad Code Here آدرس ایمیل جهت جلوگیری از رباتهای هرزنامه محافظت شده اند، جهت مشاهده آنها شما نیاز به فعال ساختن جاوا اسكریپت دارید

فرم ثبت نظر

ثیت نظر شما

0
  • No comments found
محاسبه BMI
محاسبه WHR
محاسبه وزن مناسب
آزمون ارزیابی اعتماد بنفس
آزمون رست Rast برای ارزیابی توانی بی هوازی
جدول میزان ویتامین های موجود در مواد غذایی مختلف
پرسشنامه و آزمون آنلاین تعیین سطح اضطراب
تست آنلاین اعتیاد به مواد غذایی در 60 ثانیه
تست آنلاین ارزیابی سطح افسردگی بک
سن بیولوژیکی خود را محاسبه نمائید
خودتان را تست کنید:تست عضلات شکم-حرکت در یک دقیقه
نرم افزار آنلاین محاسبات سلامتی و تیپ بدنی
محاسبه یک تکرار بیشینه 1rm
محاسبه گر شدت تمرین برای کاهش وزن
محاسبه آنلاین انرژی موجود در مواد غذایی
محاسبه انرژی میوه ها و سبزیجات
تعیین ضربان قلب بیشینه
تعیین حداکثر اکسیژن مصرفی - VO2max
تعیین ضربان قلب بیشینه
سن بدن یا سن فیستنس شما چند است
نرم افزار سلامت
 چند سانت دور کمر خود را کم کنیم؟
برنامه بدنسازی ویژه - حجم و قدرت
جدول چینی تعیین جنسیت نوزاد (محاسبه گر)
آیا شما میتوانید یک برنامه تمرینی را آغاز نمائید؟
محاسبه میزان چربی سوزانده شده در تمرین
آزمایشگاه آنلاین فیزیولوژی ورزشی
محاسبه گر وزن نرمال دوران بارداری
محاسبه گر بدنسازی
خودتان را تست کنید:شما جغد هستید یا گنجشک؟
محاسبه گر آنلاین درصد چربی
محاسبه وزن مناسب برای مردان وزنان

 ISSN: ‪2322-5335

نظرات ارسالی

چگونه در تعيين جنسيت جنين دلخواه...
با سلام.به مدیریت محترم سایت .منم مث محبوب جون متشکرم از...

چگونه در تعيين جنسيت جنين دلخواه...
عسل جونم سلام. عزیزم شما الان 23 ساله ای.اما گفتی میخوام 9...

پخش زنده بمباران سطح ماه توسط ناس...
عالییییییییییییییییییییییییییییییییییییی هستی andممن...

چگونه در تعيين جنسيت جنين دلخواه...
سلام به خانمی جونم عزیزم من ۱ ماه پیش رفتم دکتر بهش گفتم...

چگونه در تعيين جنسيت جنين دلخواه...
سلام روناک جونم مرسی عزیزم لطف کردی.من که رفتم تو سایتش ...

چگونه در تعيين جنسيت جنين دلخواه...
سلام سلام به شما عزیزان محبوب جونم رزا جون و خانمی خیلی ...